تبليغاتX
:: Ata Navidi 's personal weblog ::

افتتاح سایت یک هنرمند

سایت خواننده ی  جوان، «حسین علیشاپور» افتتاح شد.

این خواننده ی چنان که در بیوگرافی اش آمده زاده ی  سال ۱۳۵۳در شیراز است و از محضر مدرسان و اساتید آواز چون صدیق تعریف، رضوی سروستانی، محسن کرامتی ، منوچهر همایون پور و حسین عمومی بهره برده.

علیشاپور دارای صدایی دلرباست و در اوج و بم بسیار خوب می خواند. وی شایستگی اش در خوانندگی را در ارکستر ملل اثبات کرده. این هنرمند که پیش از این یک سالی به نوشتن وبلاگ موسیقی زمان ما مشغول بود هم اکنون آلبوم «طلیعه‌ی دشتی» را در دست انتشار دارد.

وبلاگ «همنوا با سوز نی» ضمن تبریک به علیشاپور، برای وی آرزوی موفقیت می کند و امیدوار است روز به روز شاهد پیشرفت او در عرصه ی آواز و همچنین نقد و نظر در باب موسیقی باشیم.  

وب سایت حسین علیشاپور

ورود به وب سایت حسیت علیشاپور

در ادامه دو ترک از آلبوم طلیعه ی دشتی را که در وبسایت علیشاپور قرار دارد را برای دانلود می گذارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 12:34  توسط عطا نويدی  | 


کلیپ آواز استاد شجریان

دوست داشتم به مناسبت تولد استاد شجریان قسمتی از فیلم خصوصی ایشان در تبریز را برای آپلود بگذارم که به دلایلی نشد. امروز این فیلم چند دقیقه ای را روی وبلاگ میگذارم . این فیلم ظاهرا در سال ۸۰ گرفته شده که استاد شجریان شعر خواجه ی شیراز (ما سر خوشان مست دل از دست داده ایم ) را در بیات ترک می خوانند. این آواز بدون همراهی ساز و به طور تصادفی اجرا شده. در ادامه ی مطلب میتوانید این فیلم را در دو کیفیت دانلود کنید:

 

کلیپ تصویری استاد شجریان در تبریز (بیات ترک) - کیفیت بالا

کلیپ تصویری استاد شجریان در تبریز (بیات ترک) - کیفیت متوسط


پنجره ای بسوی آفتاب

تریوی ایرانی، آذری در تور آمریکای شمالی

 

 حمید متبسم : سه تار /پژمان حدادی : تنبک و دایره/ امام یار حسن اف : کمانچه

در هفت شهر آمریکای شمالی کنسرت می دهند.

توضیحات بیشتر : آرپژ

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 14:39  توسط عطا نويدی  | 


کنسرت گروه موسیقی ایرانی باربد

گروه موسیقی ایرانی باربد به آهنگسازی علی صفرزاده و با صدای سعید اسماعیلی روزهای 14 و 15 آبان ماه 1388 در سالن سینما تاتر ارشاد واقع در پارک شهید چمران کرج در ساعت 19 به اجرای برنامه می پردازد.

علی صفر زاده در گفت و گوی کوتاهی عنوان کرد: ما از اوایل سال 1388 گروه باربد را تشکیل دادیم و هدف از تشکیل این گروه ، ترویج و گسترش موسیقی دستگاهی ایران بین مردم و جوانان می باشد. تمرینات این گروه 4 ماه به طول انجامید تا در نهایت به صدا دهی و انسجام مد نظر دست پیدا کردیم.

همچنین از دیگر اهداف گروه باربد انتشار این قطعات در قالب یک آلبوم موسیقایی است که به زودی ضبط استدیو یی آن آغاز می شود.

وی در جواب این سوال که آیا آهنگسازی این مجموعه قطعات، گرایش خاصی به مکاتب آهنگسازان ایرانی دارد پاسخ داد: ساخت کلیه قطعات را از احساس خودم الهام گرفته ام وقطعاتی که می شنوید پالایش شده ی احساس درونی من نسبت به موسیقی ایران است.

صفر زاده گفت: این کنسرت در دو قسمت و در دو دستگاه شور و همایون به اجرا در می آید.

وی افزود: ما چند جوان هستیم که این گروه را تشکیل دادیم و برای برگزاری این کنسرت زحمات بسیاری را متحمل شدیم که شاید در حیطه ی کاری یک موزیسین جای نداشته باشد.

آهنگساز گروه باربد اعلام کرد: فضای مقدس موسیقی امکانات بهتر و بیشتری را طلب می کند که متاسفانه مسولان آن را جدی نگرفته اند

وی از دستندرکاران تقاضا کرد با توجه به رشد بالای موسیقی در جامعه، امکانات بیشتری را در اختیار قرار دهند تا در راه رشد موسیقی ایران گام های محکم تری برداشته شود.

او از همکاری صادقانه و دوستانه ی نوازندگان و مدیر برنامه این گروه تشکر کرد و اعضای گروه باربد را به شرح زیر اعلام نمود:

صدرا مشفقی:   عود

نادیا ثابت راسخی:   دف و دایره

مرتضی جهانی:   تنبک

امیر یار احمدی:   نی

سعید اسماعیلی:   آواز

علی صفر زاده:   سنتور

میترا کریم زاده:   بم تار

رویا حسن زاده:   هم خوان

مهدی امینی راد:   تار

نادر خاتم ساز:   قیچک آلتو

مصطفی جهانی:  کمانچه

مدیر برنامه:   محمد سلطاندوست

 

منبع : آرپژ

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 20:40  توسط عطا نويدی  | 


آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟

برای سرو آزاد موسیقی ایران؛ پرویز مشکاتیان

نوشتن درباره ی پرویز مشکاتیان هم آسان است هم دشوار. آسان به این دلیل که آثار وی در روح و جان جامعه ای که او در آن زیست موج می زند و ظاهرا همه آن را درک می کنند؛ و دشوار اینکه به سختی می توان به لایه های پنهان آثار و حتی شخصیت هنری و خصوصی مشکاتیان پی برد. اما دردا و دریغا که در این بازی ایام قلمهامان تنها پس از پرواز هنرمندان به چرخش در می آید. اگر چه همواره سعی کرده ایم که بگوییم قدر او را پیش از مرگش می دانستیم اما باز به همان بازی تلخ روزگار می رسیم که «دردا که جر به مرگ نسنجند قدر مرد». مرگ زود هنگام مشکاتیان ثابت کرد این دریغ همان « دریغ و حسرت همیشگی ست که تا نگاه می کنی وقت رفتن است...»

کمتر کسی پیدا می شود  یا بهتر بگوییم هیچ کسی از اهالی موسیقی ایرانی، از هنرمند تا علاقه مند پیدا نمی شود با آثار مشکاتیان حال و هوایی ماورایی نداشته است. کمتر کسی پیدا می شود که آثار او را از برترین آثار موسیقی ایرانی نداند و تقریبا همه او را- با کمی کم لطفی - برترین تصنیف ساز معاصر لقب می نهند. انسانی که در بیست و پنج سالگی به درجه ای بلوغ فکری و هنری می رسد که بیداد را می سازد بی شک نابغه است. گزافه نیست اگر بگوییم یک «دستان» کافی ست تا شخصی دین خود را به تاریخ هنر ایران زمین ادا کند حال آنکه پرویز مشکاتیان چندین اثر همرده و حتی بالاتر و برتر از دستان در کارنامه ی خود دارد. آثار او بی شک جوششی اند نه کوششی. تاریخ هنر تاثیرات مشکاتیان را در خود ثبت کرده. تاثیری که در آهنگسازی، ارکستراسیون، صدادهی گروه،تکنوازی، تصنیف سازی و ... بر روی نسل همزمان و بعد از خود گذاشته و خواهد گذاشت بدون تردید او را همتراز صبا نگاه خواهد داشت.

به غیر از نکات حرفه ای، شخصیت هنری مشکاتیان، شخصیتی خاص است که نمی توان بی اعتنا از کنار آن گذشت. شاید بتوان ادعا کرد او در میان موسیقی دانان و حتی  خوانندگان هم عصرش دارای قوی ترین حافظه شعری بود. شعر را بجا و درست انتخاب می کرد. و حتی چنان که در پیش در آمد «کنسرت 76 گروه عارف» شنیدیم آهنگی را بسیار در خور، بر اساس یک بیت را مولانا ساخت. چنان چه وقتی به توصیف آهنگ در جلد نوار نگاهی می اندازیم، این توصیف را شعار زده نمی بینیم. به خوبی معلوم است مشکاتیان در همان حال و هوای شعر بوده و این آهنگ را ساخته. پیوستگی شعر و موسیقی در آثار مشکاتیان بهترین نمونه برای این مدعاست که اون گرچه شاعر نبود اما شعر را همچون خود شاعر می فهمید.

نکته ی مهم دیگر شخصیت هنری او جلوتر بودن از زمانه اش بود. مشکاتیان بخوبی درد جامعه را می فهمید و برای این درد مرحمی از جنس هنر تجویز می کرد و به معنای واقعی هنرمندی مردمی بود. متاسفانه امروزه به هنرمندی مردمی اطلاق می شود که با کت و کراوات به میان مردم بیایید و امضا بدهد و عکس بگیرد و نه برای مردم بلکه برای درد خودش که اغلب - شهرت و ثروت -  است کار کند و مشکاتیان سالها در کنج صبوری خود خزید و کسی او را جز در چند کنسرت و یکی دو جشن خانه ی موسیقی – آن هم با ظاهری ساده، حتی ساده تر از آنچه در  جلد بیداد دیده بودیم-  نیافت اما آثار مشکاتیان هنوز هم از مردمی ترین آثار زمان است. در روزهایی نه چندان دور که همه به دنبال ساخت اثر میهنی برای بیان درد بودند، هنوز همان «رزم مشترک» سر آمد آهنگهای ملی میهنی بود و هست و دریغا که کسی حتی نامی از مشکاتیان نیاورد جز پس از مرگش.

مشکاتیان در آثارش عقل مصلحت اندیش را به کناری نهاد و به توصیه ی آموزگاران متاخرش بنده ی «دم» بود و آنچه را ساخت و نواخت که لحظه می گفت. و همان لحظه های ناب او تاریخ موسیقی شد. به یاد دارم در جشنواره ی موسیقی 8-9 سال پیش، «دستان» - البته با کم لطفی- به عنوان برترین اثر موسیقی چهارگاه در صد سال اخیر شناخته یا نامگذاری شد. چه کسی می گوید «چکاد» مشکاتیان برترین یا حداقل یکی از دو قطعه ی برتر چهارگاه در تاریخ موسیقی ایران نیست؟ قطعات مشکاتیان اغلب اینگونه اند. قطعاتی که برای نشان دادن تکنیک گروه نوازی و یا تکنیک شخصی نوازندگی در هر جشنواره ای اجرا می شوند. این نشان از در جای نشستن آثار مشکاتیان دارد که مانند شعر حافظ چون هر زمان تفالی بر آن بزنی حال زمانه را بازگو می کند.

اگر روشنفکران را نبض تپنده مردم بندانیم و با توصیفاتی که شد و بسیاری که در قلم نگنجد، مشکاتیان را نه تنها یک هنرمند بلکه روشنفکر بدانیم، پس مرگ مشکاتیان مرگ جامعه است. حکایت مشکاتیان حکایت ِ نسلی ست که با آرمانهایش زیست اما بدان نرسید. حکایت ِ صادق هدایت هاست. آنان که در جامعه زیستند و در غوغا و هیاهوی جامعه سوختند و درد نفهمیدن ِ نسل خواب زده به کنج صبوری شان کشید:

باید بکشد عذاب تنهایی را

مردی که ز عصر خود فراتر باشد(۱)

مرگ مشکاتیان مرگ ِ نسل خواب زده  ی ماست. و چه مرگ پر معنایی داشت مشکاتیان که در خواب درگذشت حال آنکه نسل ما در خواب بود و او بیدار. بارها و بارها صدا و شکوه هایش از همرهان سست عناصر را شنیدیم و باز او را بی اعتنا بودیم و چون در گذشت همه بر پیکرش سراسیمه حاضر شدند و سخت گریستند.

--------------------

۱. این دو بیتی را شفیعی کدکنی در وصف صادق هدایت سروده اند:

گه ملحد و گه دهری و کافر باید   گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد

باید بکشد عذاب تنهایی را     مردی که ز عصر خود فرا تر باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 4:18  توسط عطا نويدی  | 


گزارش تشییع پیکر پرویز مشکاتیان

 گزارش بدرقه ی مشکاتیان توسط مردم و هنرمندان + گزارش تصویری(اختصاصی)

ساعت 9 صبح روز پنجشنبه ی دومین روز پاییز ، تالار وحدت شاهد خیل عظیمی از جمعیت مشتاق موسیقی ایرانی بود که برای وداع با پرویز مشکاتیان آمده بودند. حضور هنرمندان موسیقی  بر خلاف همیشه چنان گسترده بود که کمتر چهره ی نا آشنایی دیده می شد. در هر حال عدم حضور چهره های سرشناسی همچون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، محمد موسوی، محمدرضا لطفی، هوشنگ ابتهاج، فرهاد فخرالدینی و همچنین دوست قدیمی مشکاتیان، صادق طباطبایی  در این مراسم نمود فراوان داشت.

به مانند دیگر مراسم از این دست، چند تن از دوستان نزدیک و یاران صمیمی مرحوم به روی سکوی مخصوص رفتند و چند کلامی سخن گفتند. با وجود خواننده های مسن تر و پر سابقه تری همچون علی جهاندار و قاسم رفعتی، همایون شجریان که از ابندای مراسم چشمان اشکبارش بسیار توجه همه را جلب می کرد، در پشت میکروفون قرار گرفت تا «قاصدک» را به یاد پرویز مشکاتیان بخواند و خاطره ی آن اثر هرگز منتشر نشده  با صدای پدرش و مرحوم مشکاتیان را در اذهان زنده کند.

حمید نوربخش و همایون شجریان

آنچه بیش از همه مورد توجه  مردم و دیگر هنرمندان قرار گرفت سخنان محمدرضا درویشی (تنظیم کننده ی آثار معروفی چون گنبد مینا و جان عشاق) بود که گله و شکایت از مسئولین و حتی دیگر هنرمندان را به اوج خود رساند و درگذشت زود هنگام مشکاتیان را «قتل» خواند که این سخن وی با ابراز احساسات شدید مردم مواجه شد.

 مراسم تشییع به صحنه ی اعتراضات مردمی بدل شد

مردم از نماینده ی دولت استفبال خوبی نکردند

عکس از فرهنگ و آهنگ

 شاید پر حاشیه ترین قسمت مراسم هنگامی بود که ایمانی خوشخو، معاون هنری وزیر ارشاد در جایگاه قرار گرفت تا چند کلامی سخن بگوید. به محض معرفی وی و عنوان سمتش ، مردم با سوت و دست زدنهای پی در پی و گاهی «هو» کردن به وی اجازه ی صحبت ندادند و حتی خواهشهای عباس سجادی هم کارگر نیافتاد و مردم همچنان به اعتراض خود ادامه دادند. این صحنه در نظر برخی از هنرمندان خوشحال کننده بود و حتی عده ای زیر لب آن را تحسین می کردند. این حرکت، اعتراضی نه به شخص ایمانی خوشخو بلکه به سیاستهای دولتی بود که وی در آن مشغول به کار بوده و هست، همچنان که پیش از این شاهد موضع گیری های هنرمندان سرشناسی همچون محمد رضا شجریان،  کیهان کلهر و ... بودیم. اگرچه برخی از دست اندرکاران خانه ی موسیقی در حمایت از ایمانی خوشخو سخن گفتند اما به نظر نمی رسد آنها نیز از مقصود اصلی مردم بی خبر باشند.

در پایان مراسم آئین مشکاتیان، از حضار خواست تا در سکوت پدرش را بدرقه کنند تا آرامش او بر هم نخورد. شاید این درخواست فرزند مشکاتیان برای جلوگیری از احتمال هر گونه فریاد اعتراضی و شعارهای پس از آن بود.

 در حاشیه

. دکتر محمد سریر،دکتر حسن ریاحی، دکتر مرتضی کاخی، نصرالله ناصح‌پور، پری ملکی، هادی منتظری، بهمن رجبی، جمشید محبی، حسین پرنیا، داود گنجه‌ای، کامبیز گنجه‌ای، بیژن، پشنگ، اردشیر و اردوان کامکار، سعید فرجپوری، بهداد بابایی، مسعود شعاری،علیرضا جواهری، هوشنگ فراهانی، کیوان ساکت، شهرام میرجلالی، حسین علیشاپور، پیمان سلطانی، شروین مهاجر، هنگامه اخوان، علی جهاندار، صدیق تعریف، قاسم رفعتی، عباس کیارستمی، عبدالحسین مختاباد، حسام‌الدین سراج، حمیدرضا نوربخش، سالار عقیلی، سینا سرلک، حسن فدائیان و ... در مراسم حضور داشتند.

 . پیش از شروع، از بلندگو ی محوطه، آلبوم دستان در حال پخش بود، که به نظر نا مناسب می رسید. حرفهایی شنیده می شد که ای کاش گنبد مینا یا آستان جانان پخش می شد که تناسب بیشتری با این مراسم داشته باشد.

 . در ابتدای مراسم شعری از اسماعیل خویی خوانده شد.

. ایمانی خشخو در سالن انتظار تالار از ساعتی قبل از مراسم حاضر بود و به خاطر کسالت روی صندلی نشسته بود. پیش تر هم او در مراسمی با گردنبند طبی دیده شده بود.

 . اگرچه سالن انتظار تالار برای حضور هنرمندان پیش بینی شده بود اما بسیاری از چهره های سرشناس ترجیح دادند تا آخر مراسم در میان مردم در حیاط تالار و حتی در خیابانهای مجاور باشند.

 . از ساعتی پیش از مراسم تشییع، حضور پلیسهای موتور سوار که باتوم به همراه داشتند چشمگیر بود.

 . در هنگام آواز خواندن همایون، بسیاری از مردم با صدای بلند گریه می کردند.

 . حضور وبلاگ نویسان موسیقی نیز چشمگیر بود چنان که کاملترین گزارشها را برخی از همین وبلاگها ارائه دادند.

 . از ابتدای مراسم شایعه ی حضور میرحسین موسوی شنیده می شد که البته به تحقق نپیوست.

 . پس از بدرقه ی پیکر مشکاتیان، از بلندگوی واقع در حیاط تالار، تصنیف «سرو آزاد» با صدا و سه تار خود پرویز مشکاتیان پخش شد که احساسات بسیاری را بر انگیخت.

 . همانند تمام مراسم ختم در ایران، حواشی این برنامه پر بود از تازه شدن دیدار بسیاری از هنرمندان با یکدیگر و باز هم افسوس باقی ماند که چرا در چنین مراسمی باید همدیگر را ببینیم...

حضور چهره ها در مراسم

                           

محمدرضا درویشی در غم فراق دوست و همکار قدیمی اش چند بار با صدای بلند گریست 

 

دکتر محمد سریر(مدیر عامل خانه ی موسیقی) از ابتدا ی مراسم حضور داشت

حسین علیزاده در سوگ پرویز مشکاتیان

عکسها: علیرضا مهیجی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 2:25  توسط عطا نويدی  |