یاران سلام
نمیدانم چه شد که فکر کردم باید کلماتی را بنویسم
شاید حرفهایی را که نباید بنویسم مینویسم.
دوستانی گفته اند که نباید به این صراحت نوشت.نباید انتقاد کرد .اما آیا
مگر میشود؟
حسابش را بکنید . روزی در اتو بوس از ارومیه به لاهیجان میآمدم.
دوستی در کنارم نشسته بود و دم از شکایت از زمانه و حکومت و نبودن آزادی میزد.
ابتدا گویی مردی آزادی طلب است همانند شهید دکتر شریعتی !
اما چون در عمق ذهنش میرفتی و میپرسیدی حالا مگر چه شده؟
می گفت « یه بار نشده با((زید مون!))راحت بریم بگردیم و ...»
حال تصورش را بکن از آزادی دم میزد!!!
این آزادی چیست؟ البته من تئوریسین نیستم تا تعریفش کنم اما میدانم
خوب هم میدانم در روزگاری...
در روزگاری که خنده برمن و تو حرام گشته .در روزگاری که
همه میترسند مبادا نامشان در وبلاگهای شخصیشان بیاید- و اگر هم بیاید
پس جانب مدارا را رعایت میکنند و چنان مینویسند که انگار در مهد آزادی
نشسته اند که هیچ خبری جر موسیقی و ...نیست-، این افسانه (آزادی)
وجود ندارد. حال فکرش را بکن 6-7 ماه است حتی نمی توانی یک اثر
موسیقی ناب بشنوی ،نمی توانی کنسرتی بروی یعنی کنسرتی نیست که بروی!
بعد میآیند اولین سالن مد ایران را راه می اندازند
. که خواهران نمایش دهنده ی
لباسها مثل مانکنهای شبکهی (MODA&FASION) مانکنی راه میروند و تبلیغ
میکنند بدون اینکه استفاده ی ابزاری بشوند! حال تصور کن اگر
این پیشنهاد در زمان آقای خاتمی داده میشد ، چه میشد!!!
روزگارش سیاه بود.
که از سر کار می آیند خانه و کنار هم یک کمی بخندند . در ضمن کنایه ای
به بعضی مسایل دارد.یادمان هست هنوز برره شروع نشدهدر روزنامه و
تلویزیون و رادیو مدرسه و... انتقاد میشود . بی سر و ته هم که شده
ناگهان بدون قرار قبلی ،ادارهصدا و سیما آن را قطع میکند.
چند ماه بعد نرگس پخش میشود که البته مانند سریال های دیگر اصلا
خنده دار نیست تا خدای نکرده این مردم نکند حتی آخر شب هم که شده
کمی بخندند و غمها را فراموش کنند.
شب جمعه هم باید تمام فیلمها ساعت 11تمام شود.
پس نتیجه میگیریم مردم باید ((نرگس)) ببینند تا ساعت 11
شب بدانند که کسی که چادر دارد بهتر ار خواهر بدون چادرش است
البته فوت مرحومه پوپک گلدره هم عاملی برای جذب سریال شده.
سریالی که بر خلاف سریالهای قبلی حتی پنج شنبه و جمعه هم پخش
دارد!!!
البته ما آزادی زیاد داریم
میتوانیم کولپشتی نگاه کنیم!!! میتوانیم روزی 2 ساعت به چهره ی خوشگل
مجری مغرور و گاهی بی نزاکت در مقابل نخبگان با آن ابروهای پرپشت
بنگریم. که در زمان اتم و موشک و ... یاد اصالتش افتاده و به شماره
موبایل میگوید: نمره! البته هرکس هم انتقاد کند میگوید
(( خوب نییییگا نکن!))
والبته از فن بازی گری هم گاهی برای اشک ریختن بهره میبرد.
البته پنهان نماند که من از بازی اش در مسافری از هند خوشم آمد
بخصوص از آن سکانسی که در بیمارستان یک کتک مفصل از برادر
زنش خورد !!!
خوب این تنها نمونه ای بود از آنچه در دلم است.
آزادی بیان و میدان هفت تیر و ... هم استغفرالله.
اما یادمان باشد به آنان که آزادی را ، کافی شاپ با دوست دختر
می دانند، باید فهم آزادی را بدست آورند وگرنه تا به این صورت
پیش رویم، تنها چیزی مان که پیشرفت میکند، آمار سایتها و وبلاگهای
مستهجن است که رتبه ی اول تا سوم را در جهان دارد!!!
البته ما یک رکورد دیگر هم داریم
پس رفت و عقب گرد بی سابقه و بی نظیر در فوتبال به لطف
مردانی که یا خواستند رئیس بمانند یا سرمربی بمانند یا آن کسی که
میخواهد 9-10 تا جام را تجربه کند و مگر کسی قدرت دارد که او را
بزند کنار؟؟؟
خوب این هم از درد دل امروز با شما
با سپاس
خاک راه اهل هنر
نویدی