به نام حق
یاران همیشگی سلام
بعد از مدتی دوری برآن شدم تا مطلبی را در مورد رویدادهای اخیر بنویسم . در دو ماه اخیر اتفاقات زیادی در دنیای هنر و دیگر عرصه ها پیشآمد که مرور دوباره ی آن خالی از لطف نیست . به همین دلیل لازم دیدم اشاره ای به آن بکنم.
موسیقی
اول

ارغوان!
این چه رازیست که هرسال بهار
با عزای دل ما میآید؟؟
در گذشت پرویز یاحقی :
پس از سالها که پرویز یاحقی از خبر ها به دور بود و در هیچ اجرای عمومی شرکت نکرد ، بالاخرا در اواسط بهمن ماه امسال تیتر بزرگ روزنامه ها شد. درگذشت او داغ علی تجویدی -که میرفت برایمان قابل تحمل شود- راباز تازه کرد و به قول استادمان شجریان((هنوز داغ نخستین درست ناشده بود....که دست جور زمانه داغ دیگرش نهاد)).مردم فرهنگ پرور ایران در تشییع پیکر او علاقه ی خود را به یاحقی ثابت نمودند . ودر مراسم ترحیمش در مسجد نور یکی از بزرگترین و پر شکوه ترین مجالس را رقم زدند. یاحقی جزیی از شناسنامه ی هنری ما بود .یاحقی با نوای آرشه اش در دلها نفوذ کرد و مردم این را نشان دادند که هرگز آورا فراموش نمیکنند. یاحقی در مدت کوتاهی از عمر گرانبارش همسر ((حمیرا))بود در آن زمان صدای ((حمیرا)) هنوز در بند پول نیافتاده بود و دل میخواند . یاحقی همکاری های زیادی با همسرش داشت .یکی از این آهنگها ، ترانه ی پشیمانم است که شاید بتوان که جرأت گفت زیباترین ترانه ی دوران همکاری آنهاست. شاید این ترانه زبان حال حمیرا در عشق یاحقی باشد. علاقه ای که او پس از سالها جدایی از یاحقی، پس از مرگش از آن یاد میکند. به هر حال پرویز یاحقی در گذشت و خاطره ی آرشه ی سحر آمیزش را در دل مردم جاودانه کرد. در مورد نحوه ی درگذشت یاحقی سوالات بسیاری وجود دارد .درخبرها آمدهخ بود که مرگ براثر ایست قلبی بوده . عده ای گفتند که پیکر یاحقی پس از سه روز در منرلش پیدا شد . و یکی از فعالان سیاسی از سرقت از منزل یاحقی گفت و هم از اینکه آثار ضرب و جرح بر پیکر او بوده اضهار نگرانی کرد. به هر صورت چه در مورد مرگش چه در مورد آرشیو و آثار استاد یاحقی که به صورت معجزه آسایی سر از صدا و سیما در آورده جای سوال باقی است.
دوم :
سخن یار!

استاد شجریان و گروه جدیدش در سراسر دنیا به اجرای برنامه برداختند از اجرا ایشان در فرانسه خبر دار شدم . در ضمن سازمان یونسکو جایزه ای ای به استاد شجریان اهدا کرد تحت عنوان((موتزارت)) که باز این جایزه هم یکی از سر بلندی های فرهنگ مردم ایران است که پیغام بر هنرش سیمرغی همخون شجریان است این اتفاق را به استاد و مردم تبریک میگوییم.در سوی دیگر خبر برگزار شدن کارگاه تخصصی آواز توسط استاد شجریان در صدر بود. این کارگاه کاملا تخصصی بود و حجق دارم درموردش چیزی ننویسم.
سوم:
سر دلبران...درحدیث دیگران:
در مطلب جدید سایت ((شهرام ناظری)) ، شعری از یک شاعر آمریکایی آمده . این شعر در وصف شهرام ناطری و صدای سحر انگیزش میباشد .این شعر در نوع خود بی نظیر است . امید وارم از خواندن آن لذت ببرید.
فیلم
اول:
کارگردانی که به سوی مادرش پرکشید:

خبر درگذشت رسول ملاقلی پور بسیار شوک آور و غیر منتطره بود . کارگردانی که تنها پنجاه و یک سال سن داشتو تازه از کربلا آمده بود. رسول آخرین فیلمش را صادقانه به مادرش و همه ی مادران تقدیم کرد . رسول ،((میم مثل مادر)) را خیلی دوست داشت . و میگفت آن را برای مادرش ساخته . در برنامه ی تلویزیونی که برای نقد و نظر این فیلم تهیه شده بود ، رسول بارها برای مادرش گریست و میگفت هرگز نمیخواسته فیلمش به جشنواره برود و تنها فیلم را برای مردم ساخته نه برای جایزه . خوب چه او را بشناسیم چه نشناسیم میتوانیم با دیدن ((م مثل مادر )) به به احساسات پاکش پی ببریم. او در این فیلم جایگاه والایی را برای موسیقی قرار داده بود که می توانستیم ببینیم موسیقی چقدر در تعالی روح بشر نقش دارد .برایش طلب آمرزش میکنیم . فیلم ((میم مثل مادر)) را با هم به تماشا مینشینیم تا بار دیگر قدر مادرانمان را بدانیم.
دوم :
دوفیلم از یک کارگردان!

شبانگاه 27 اسفندماه از دوشبکه ی تلویزیون(سه و چهار) به طور همرمان –البته باکمی اختلاف زمانی- فیلم خیلی دور، خیلی نردیک و فیلم زیر نور ماه که هردو به کارگردانی رضا میرکریمی میباشد پخش شدکه البته من هردوی این فیلمها را بارها دیده ام . اما به لحاظ علاقه ای که به ((خیلی دور، خیلی نردیک)) دارم در موردش مینویسم. ((خیلی دور، خیلی نردیک)) فیلمی ست که میتوان دوسه بار بالذت دید . این فیلم در ژانر معناگرا میگنجد و و داستان دکتری ست که در اعتقاداتش به وجود خدا و مذهب دچار مشکل شده و سفری برای او پیش میآید که تصور ما از پایان سفر معتقد شدن دکتر به خداست! خوب فیلم به طور بسیار زیادی ((صدا و سیما زده ))است! رضا میر کریمی افکاری وابسته به اندیشه های صدا و سیمایی دارد . که در نگارش فیلمنامه بسیار این افکار نمود دارد. اما با وجود اشکالات فیلمنامه ای که در ((خیلی دور، خیلی نردیک)) هست ، میتوان به راحتی از آنها چشم پوشید و از فیلم لذت برد . در این میان بازی زیبای مسعود رایگان و الهام حمیدی بسیار به فیلم کمک کرده و کسانی چون افشین هاشمی در آن یک پدیده اند.در آخر باید به صدا و سیما گفت که ((خیلی دور، خیلی نردیک)) هیچ ربطی به نوروز ندارد که شما هرسال، نو روز آن را -با سانسور- میکنید!
اقتصاد(سیاست)
اول:
مردی که گریخت اما...
فرار شهرام جزایری که به نام مفسد اقتصادی شناخته شده مدتی بر سر زبانها بود . جوان 30 ساله ای که به اتهام اختلاس رقمهای نجومی محکوم به حبس شده بود با زیرکی گریخت اما سرانجام به گفته ی حکومت دستگیر شد.
من نمیدانم شهرام با آن همه پارتی که داشت چرا فرار کرد آخر 15-20سال زندان که چیزی نیست . پرونده های اقتصادی ،متهمانی را به یاد دارد که به حبس ابد محکوم شده اند و بعد از چند سال به خاطر خوش رفتاری عفو شدند! نمونه اش هم آقای رفیق دوست!. خوب آقا شهرام هم صبر میکرد بعد از یکی دوسال شاید یک راهی براش پیدا میشد که قانونی بیاید بیرون!!
دوم:
آب حیات!
باز هم آخر سال شد و لایحه ی بودجه به مجلس رفت . در این میان آنچه بیشتر از همه به مردم مربوط است ، مساله ی بنزین میباشد . بنزین بیشک بیشترین تاثیر را روی زندگی مردم میگذارد . حال با این قیمتهایی که به گوش مردم میرسد معلوم نیست چه برسرش آمده . حال تصور کنید بارشد سیصد درصدی قیمت گازوئیل و با توجه به نبودن سهمیه بندی برای آن،قیمت بلیط اتوبوسها و کرایه ی کامیونها و ...چه خواهد شد. پس بیربط نیست به بنزین و گازوئیل زین پس بگویم :آب حیات. پس آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن!
...و بهار
این روز ها:
بالاخرا سال 85 هم به پایان رسید و زمستان و سرما آخرین نفسش را هم زد . کم کم بهار از راه میرسد . بیایید تفکری در سال گذشته بکنیم . چه بودیم و چه هستیم . برای خودمان و برای دیگران دعا کنیم . یاد کسانی که با ما بودند ولی دیگر در کنار سفره ی هفت سین نیستند را زنده کنیم .بدانیم که شاید ما هم ...
چون ابر به نوروز رخ لا له بشست ..... برخیز و به جام باده کن عزم درست
کین سبزه که امروز تماشا گه توست ..... فردا همه از خاک تو بر خواهد رست
آری بهار میآید . به قول مشیری: ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار!
بیایید با بهار هستی ماهم زنده شویم . دوست داشته باشیم و مهربان باشیم.
یاران من
بهار زندگانی بر شما خجسته باد
نوروزتان جاودان
عیدتان هرروز باد!
عطا نویدی
۲۸ اسپند ماه ۸۵ خورشیدی
لاهیجان